۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

پايتون يك زبان برنامه نويسي قدرتمند


پایتون یک زبان سکریپتی و بسیار قدرتمند و گسترده هستش و این روزا می تونید آثاری از نفوذش رو تقریبا همه جا ببیند از پروژه های ساده و بسار کوچک گرفته تا پروژه های عظیم چون برخی از نرم افزار های NASA . شاید بپرسید دلیلش چیه ؟ خوب دلایل زیادی داره . اینم بگم که هر زبانی برای یک استفاده بخصوص طراحی شده و تو همون زمینه بهتر جواب میده . زبانی مثل Pascal برای آموزش برنامه نویسی , زبانهایی چون C و اسمبلی هم واسه برنامه های سیستمی و سیتم عامل و زبانی چون php برای طراحی سایت . و استفاده از هر یک به جای دیگری امکان پذیر ولی نا صحیح می باشد . حالا دیگه کسی نمی یاد gui خودش رو با C کار کنه !! علاوه بر اینکه Python زبانی عملی برای برنامه های کاربردی میباشد یه جورایی میشه ازش تو زمینه هایه دیگه ای مثلا برنامه نویسی سیستمی – رابط کاربری (gui) – کامپوننت – برنامه نویسی اینترنت – برنامه های عددی و محاسباتی – برنامه های پایگاه داده – پردازش تصویر – هوش مصنوعی – اشیا توضیع شده – شبیه سازی – روباتیک – برنامه نویسی موبایل – امنیت و شبکه و ... استفاده کرد !!!!
و اما  
چرا باید از پایتون استفاده کنیم ؟؟
پایتون شی گراست :
پایتون زاتا یک زبان شز گراست و از ویژگی های پیشرفته شی گرایی چون وراثت – چند شکلی – سربار گزاری عملگر و ... پشتیبانی می کند اگر شما با برنامه نویسی شی گرا آشنایی ندارید پایتون یک راه حل عالی واسه یاد گرفتنشه !!! نکته جالب و یک ویژگی منحصر به فرد پایتون که لقب چسب را بارای پایتون به ارمغان آورده امکان استفاده از کد ها و کلاس های نوشته شده در زبانهای دیگری چون ++ C و Java هستش و یه جورایی کار چسباندن قطعات کد جدا و فقط نوشتن بدنه اصلی به عهده پایتون است .
پایتون رایگان است !!
پایتون یک زبان رایگان و باز متن هستش که این روزا بحث اکثر محافل شده . با کمی توجه به این نکته که دیر یا زود قانون کپی رایت (اون طوری که من از منابع موثق شنیدم 2 سال بعد !!)می یاد و فکر نمی کنم تو کشوری مثل ایران و پس از جوی مثل الان کسی حاضر بشه یه نر افزار رو با قیمت واقعی اون بخره ( مثلا 100 هزار تومن واسه ویندوز !!) پس می شه گفت تها گزینه واسه ما نرم افزار های باز متن و رایگان هستش البته تنها دلیل رایگان بودت این دسته از نرم افزار ها نیستش . موضوعات مهم دیگری هم هست که خودشون یه مقاله جدا هستن ...
پایتون یک زبان پورتابل یا قابل انتقال می باشد :
چون پایتون با زبان پورتابل C نوشته شده می تواند به صورت مجازی بر روی هر سیستمی کامپایل و اجرا شود . اگه یادتون باشه گفتم این یه زبان اسکریپتی یعنی در حالت معمول به فایل اجرایی تبدیل نمی شه بلکه یک ماشین مجازی فایل کد رو می خونه و همزمان اونارو تفسیر کرده و اجرا می کنه . پس شما می تونید یک برنامه رو تو ویندوز بنویسید و سپس انو بدون تغییر روی لینوکس یا مکینتاش یا هر سیستم عامل و سخت افزار دیگری که پایتون روی آن نصب باشد اجرا کنید .
پایتون قدرتمند است :
پایتون یه زبان چند رگه هستش . پایتون از زبانهای اسکریپتی (برای مثال : Tcl , Scheme , Perl) و زبانهای سیستمی (برای مثال : C++‎ , C و Java ) مشتق شده . بنابراین تمام سادگی و راحتی کار زبان های اسکریپتی و ویژگی ها و قدرت زباهای سطح پایین را داراست .
پایتون قابلیت استفاده از کد های نوشته شده با سایر زبان ها را دارد :
این ویژگی یکی از پرکاربرد ترین و قوی ترین ویژگی های پایتون می باشد . شما می توانید قطعه از کد را در زبانی چون C , C++‎ و Java نوشت اونو تبدیل به فایل اجرایی کرد و سپس ازش در برنامه نوشته شده با پایتون استفاده کرد . و یا از توابع کتابخانه و کامپوننت هایی چون COM API استفاده کرد .
یادگیری و استفاده از پایتون بسیار راحت می باشد :
بی شک و حداقل از نظر من و بسیاری از برنامه نویسان پایتون این زبان یکی از آسان ترین زبان ها برای یادگیری و استفاده می باشد و از آن به عنوان یک زبان سریع برنامه نویسی یاد می کنند . این زبان نیازی به کامپایل ندارد و شما مستقما می توانید پس از نوشتد کد و با یک دستور آن را اجرا کنید . دستورات این زبان بسیار نزدیک به زبان انسان می باشد . برای مثال برنامه Hello World را که اولین برنامه ساده می باشد را در دو زبان C و Python مقایسه کنید :
کد:
#include
int main()
{
printf("Hello World ");
return 0;
}
ابتدا باید این برنامه را بنویسید و آن را یا دستوری چون cc helloworld.c -o hello کامپایل و سپس با دستور hello/. اونو اجرا کنید . اما بوسیله پایتون در یک فایل متنی بنویسید :
کد:
print "Hello World !!"
و با دستور python hi.py اونو اجرا کنید .
با کم شدن حجم کد برنامه نویسی راحت تر و رفع اشکال و توسعه آن آسان تر می شود .
اهمیت پایتون :
مطمن هستم با اهمیت لینوکس و نرم افزار های باز متن در ایران آشنا هستید همانطور که می دانید سیستم عامل ملی ما بر پایه لینوکس می باشد و این لازمه توسع برنامه نویسی تحت لینوکس را برایمان آشکار می کند . شاید فکر کنید زبان برنامه نویسی و انتخاب اکثر لینوکس کاران C می باشد این تفکر درستی است اما نه برای برنامه هلی کاربردی مانند یک برنامه حسابداری . پایتون در سراسر دنیا از اهمیت ویژهای برخوردار می باشد و رفته رفته به جایگاه اصلی و لایق خود نزدیک می شود . جالب است بدانید مایکرو سافت نیز این زبان را با نام IronPython در تکنولوژی Net. خود گنجانده است !!
به نظر من وظیفه ما این است که با تلاش و همکاریکشورمون ایران رو نیز به جایگاهی که باید خیلی وقت پیش آنجا می بودیم پیش ببریم .
من قصد دارم آموزش هایی رو که شروعش پایتون هست رو برای دوستان عزیزم ارایه کنم . مجوز همه این آموزش ها gpl هستش و فعلا اونا رو تو فروم های سایت P30World قرار می دم و از هرگونه مطالب و نظرات شما استقبال می کنم .

منبع:

http://www.forum.swimaligodarz.ir/showthread.php?t=53&p=87

۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه

اگر به دین خاصی معتقد هستید، به این دلیل است که از کودکی برچسب اش را به شما زده اند

اگر از والدین کودکی 7 ساله بپرسیم که: دیدگاه سیاسی فرزند شما چیست؟ اصلاح طلب است یا اصولگرا؟ جمهوریخواه است یا دموکرات؟ طرفدار حزب کارگر یا لیبرال؟ در پاسخ به احتمال زیاد ابتدا به شما میخندند و بعد میگویند: او هنوز خیلی بچه است. هنوز درکی از این چیزها ندارد. وقتی بزرگ شد خودش تصمیم میگیرد. ولی اگر از همان پدر و مادر سوال کنید: راستی دین فرزندتان چیست، معمولن بلافاصله و با سری افراشته پاسخ میدهند: مسلمان، مسیحی …
چه اتفاقی می افتد؟ چه میشود که ما برای دیدگاه سیاسی فرزندانمان که موضوعی ساده تر و پیش افتاده تر از دیدگاه ایدئولوژی و نقش خدا در زندگی اش است، اظهار نظر نمی کنیم؟ و تصمیم گیری را بخودش وگذار میکنیم ولی بخود اجازه میدهیم از ابتدا، ایدئولوژی خود را به او بخورانیم و برچسب بچه مسلمان، بچه مسیحی و… به او بزنیم؟
جواب اینجاست: ما از معصومیت فرزندمان (به مفهوم تربیتی کلمه نه مذهبی آن) سو استفاده میکنیم و این کار را از والدین خود یادگرفته ایم.
چگونه؟ نسل های پیشین برای بقا، عقاید مشترک را بین خود حفظ میکردند و با عقاید مخالف می جنگیدند. انسان جامعه غیر مدرن که بشکل قبیله ای زندگی میکند، به تنهایی شانس بقا ندارد و برای اینکه از قبیله طرد نشود باید با عقاید جمع هماهنگ باشد، این رفتار به نسل های بعدی نیز منتقل میشود و همچنان در انسان امروز نیز دیده میشود.
مسلمانان در لحظه تولد فرزند خود را مسلمان می نامند و در گوشش اذان میخوانند، مسیحیان آب بر سرش میریزند و غسل تعمیدش میدهند و … ما بزرگ میشویم و بیشترمان بدون اینکه عمیقا فکر کنیم همینگونه با کودکانمان رفتار میکنیم. از دوران طفولیت عقاید مذهبی خودمان را برایش تکرار میکنیم و دائما نیز گوشزد میکنیم که عدول از آنها مساوی با آتش جهنم و عذابی دردناک است. کودکان نیز بر اساس این آموزه ها، تصورات وحشتناکی از جهنم و عذاب الهی در ذهن خود میسازند که تاثیرات مخربی در ناخودآگاهشان بجای میگذارد. در آموزه های مذهبی دلیل انجام دادن کار خوب، خشنودی خداوند و دریافت پاداش و دلیل پرهیز از کار بد، ترس از عصبانیت خدا و دریافت عذاب تعریف میشود. جزییات عذابی که برای کودکان توصیف میکنیم اغلب به کابوسهای شبانه آنها بدل میشوند.

نکته دیگر اینکه، یکی از مهمترین استدلال هایی که مذهبیون با استناد به آن اصول و تعاریف خود را بنا میکنند، مبحثی است تحت عنوان “فطرت پاک” یا “فطرت خداجو” . به این مفهوم که انسان اساسا از انجام کار خوب احساس خوشایندی دارد و با انجام کار بد احساس شرمندگی و گناه به او دست میدهد.
علم رفتارشناسی امروزه ثابت کرده فطرت خداجو یا فطرت پاک وجود خارجی ندارد. احساس گناهی که پس از انجام کار حرام (در تعریف مذهبی) به ما دست میدهد به این دلیل نیست که ما ذاتا از خدا شرمنده ایم بلکه فقط و فقط زاییده تعلیمات و آموزشهایی که در سنین کودکی دریافت کرده ایم و در ناخودآگاهمان شکل گرفته.
روانشناسان دریافته اند که ضمیر ناخودآگاه کودک بین سنین 2 تا 4 سالگی شکل میگیرد. این ناخودآگاه در نوجوانی و بزرگسالی به فرد احساس گناه القا میکند. در واقع ما با یک ناخودآگاه مملو از موهومات نسل پیشین مواجه هستیم که اصلاح کردن آن در بزرگسالی کاری بسیار دشوار و در بسیاری از موارد ناشدنی است. دلیل آن نیز بسیار ساده است : کودک موجودی ضعیف است و برای بقا به والدین خود نیاز دارد.  ذهن کودک طی یک فرآیند تدریجی کم کم می آموزد که برای بقا آنها محتاج است. بطور مثال وقتی کودک برای اولین با اطوی داغ مواجه میشود هیچ درکی در خطرناک بودن آن ندارد. تکرار جمله “این خطرناک است، میسوزی!” و احیانا تجربه های تلخی که برایش پیش می آید، باعث میشود ذهنش در یک پروسه تدریجی به این نتیجه برسد که: “والدین بهتر میدانند و باید برای نجات به آنها اعتماد کرد.” این فرایند تا قبل از ۵ سالگی تثبیت میشود. و کودک بشکل ناخودآگاه می آموزد که باید رفتار والدین را دنبال کند. بهمین دلیل آموزه های دینی را نیز بدون چون و چرا می پذیرد.
به دختربچه های مسلمان همواره گفته میشود که نداشتن حجاب به شما احساس بدی خواهد داد. احساس لخت بودن میکنید. (همانطور که احتمالا به پسرهای سیک هندوستان گفته میشود که موی خود را نتراشند.) ولی آیا دختری که در قبایل آفریقای مرکزی زندگی میکند و گاهی حتی بالاپوش نیز ندارد همین احساس شرم را تجربه میکند؟ آیا او نیز احساس گناه دارد؟ البته که ندارد. هیچگاه از بچگی به او گفته نشده : ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است / ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است. ناخودآگاه او در این مورد اساسا درکی از احساس گناه ندارد.
در اینباره به جزییات بیشتری نیز میتوان پرداخت که از حوصله این نوشتار خارج است. فقط در پایان یکبار دیگر یادآوری کنیم که اگر به دین خاصی معتقد هستید و عمیقا به آموزه های آن باور دارید، فقط به این دلیل است که در خانواده ای با آن ایدئولوژی متولد شده اید و آن باورها از کودکی در ذهن تان حک شده اند. همین.

منبع:
http://pachal.wordpress.com/2010/10/31/%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AE%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF%D8%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AF/